تبليغاتX
خدای خوبیها
خدای خوبیها
نگارش در تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر 1388 توسط بنده خدا
در روئیایی شیرین غرق میشوم.

سجاده نماز عطر دل انگیزی می دهد؛ سرشار از آرامش هستم .گویی همراه با مجموعه آفرینش ، کائنات و ستارگانش در حرکت هستم و وجود خدایی را حس میکنم که تامل در راز و رمز و زیبایی آفریده هایش تو را به حیرت و تعظیم وامی دارد .تفکر در مجموعه آسمان، آن هنگام كه ستارگانش برايت سوسو می زنند .

نگریستن به زمینی خشک و افسرده که با روان ساختن آبی بی رنگ بر آن گلستانی از گلهای رنگین سر بر می آورد، تکاپوی پرندگان برای ساختن آشیانه های زیبا و تربیت جوجه هایشان، طراوت شورانگیز شکوفه های بهاری ، رقص تابستانه پروانه ها ، رنگ افشانی طبیعت در پاییز و بارش کریستالهای جالب و قشنگ کریستالهای برفی در زمستان همه تورا به این می خواند که خدایی داری که صدایت می زند برای زندگی و سرمستی درحضور ایمان و راستی .

پروردگاری که جلوه اش در همین نزدیکی هاست و تو میتوانی آن را درهمه چیز ببيني حتی در خودت ؛ در روح و جسم و وجدانت.

ماهیان ندیده غیر از آب پرس پرسان زهم پرسند آب کجاست ؟

کاشی های فیروزه ای مسجد و گلدسته های آسمانی ، آوای ملکوتی موذن های خوش آوا و آب وضوی خنک کنار بوته های گل سرخ و آنگاه عبودیت وسر بر آستانش فرو آوردن. همه تمرین و نماد الهی زیستن و پاک ماندن است، اخلاقی خوش داشتن، با مردمان بودن، گره ازکار خلق گشودن، راست گفتن ،ستم نکردن، حلال خوردن و حق نخوردن ،نیکوبودن و عاقبت زیبا زیستن و خلق سرزمینی که صدای خنده کودکانش و طنین گرم بزرگسالانش در خیابانها و کوچه ها تو را نوید آسودگی و آزادگی بدهد و ترانه زندگی را جاری سازد.

کاش اینگونه بود و روئياي شيرينم بسان جلوه تند شهاب اینگونه گذران و فانی نبود.

اکنون که خیال بود،  پرواز بود، آرزو بود، شمع کوچکی بود که زود آب شد، و ذره ای آب بود که لب شورنمود و تشنگی را افزون.

و چه مشتاقم که آن دوران بیاید تا سرخوش و دلخوش از طلوع خورشید و حلول ماه آن باشیم...
نگارش در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط بنده خدا
سلام دوستان.یه سؤال.تا حالا شده دلتون واسه دوران درس و مدرسه تنگ بشه؟من خودم خیلی دلم میخواد یه بار دیگه به اون روزها برگردم.بخصوص دوران ابتدایی.ولی حیف که نمیشه.اگه شما هم دلتون هوای مدرسه رو کرده این شعر رو بخونید:

یاد وقت مدرسه آغاز زنگ

بچه های پر زغوغا ، شوخ و شنگ

 

هر کلاسی خاطراتی زنده داشت

درس و مشق و مدرسه آینده داشت

 

دوستی شیرین و پر از خنده بود

لحظه ها در مدرسه پاینده بود

 

می نوشت آقا معلم یک پگاه

از محبت بر تن تخته سیاه

 

عینکش بر چشم بود و خیره بود

بر نگاه ما همیشه چیره بود

 

روزها رفتند آه از مدرسه

یاد درس و مشق و خط و هندسه

 

کودکی میرفت با سرعت به پیش

همکلاسی ها به هر سو راه خویش

 

روزگار مدرسه در یادمان

تا ابد جاوید در فریادمان


نگارش در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط بنده خدا

شهادت امام محمّد باقر (ع) تسلیت باد.


بدانکه کار نه به روزه و نماز است...

 

                               به شکستگی و نیاز است...

 

 

ای زاهد خودبین که نه ای محرم راز

                                           

                                      

                        چندین به نماز و روزه خویش مناز

 

 

کارت ز نیاز می گشاید، نه نماز

 

                                       

                      بازیچه بود،نمازِ بی صدق و نیاز

 

 

نماز افزونی،کار پیره زنانست و روزهِ زیاده

 

از ماه رمضان ، صرفه نان است وحج کردن

 

تماشای جهان است...

 

       

        نان ده که نان دادن کار مردان است

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط بنده خدا
بسم الله الرحمن الرحیم

حسین (ع)بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادندو بزرگترین دردش را بی ابی نامیدند(دکتر شریعتی) 

آن کس به خدا ایمان دارد که راستی را هرچه هم که زیان آور باشد ؛ بر دروغ برگزندو از دروغ هم چه هم سودمند باشد پرهیز کند. امام علی (ع) 

معشوقی که عاشق خویش را دوست ندارد نفسی ناقص باشد و عاشقی که دل به یار نادوست دار بربرندد شخصیت خویش را حقیر شمرده امام علی (ع) ----

(سخنی به جوانان و عاشقان)  فکر کنیم..........

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 توسط بنده خدا

هر چند که بر پیکر ما تاخته اید

از جمجمه های ما بنا ساخته اید

 

هر چند ز خون پهلوانان امروز

مستانه به ضرب سکه پرداخته اید

 

هرچند که از، رگ رگ ببریده ما

زنجیر طلا به گردن انداخته اید

 

هرچند که در باغ شقایقهامان

چونان علف هرز، قد افراخته اید

 

غم نیست اگر به اشک ما طعنه زنید

تاریخ قبیله را، چو نشناخته اید

 

اما به همان که رفت و نامد خبرش

سوگند که ای قوم هُبل، باخته اید


نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 توسط بنده خدا

شبی ساکت و دلگیر

خودم بودم و قلبی که زغم بسته به زنجیر

و نزدیک اذان بود

چو پیچید در آفاق همه نغمه تکبیر

نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش

ومشغول دعا باش

چو باز است به درگاه الهی در رحمت

و آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت

شدم گرم عبادت

دو چشمم همه پر اشک شد و روی لبانم همه سوگند

که یا رب تو رهایم کن از این غم

و گفتم به خدا بین دعایم

که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که دل از سوز فراقش شده بی تاب

همان جا که زده دست به دامان زمین خوشه مهتاب

همان بادی سوز و عطش و درد

همان وادی شرمندگی آب

همان وادی پاک حرم حضرت ارباب

همان جا که زمینش همه نور است

پر از شور و شعور است

حماسه است غرور است

و بر مهدی زهرا همه شب راه عبور است

همان جا که حرم  خانه دل هاست

و عشقش همه در آب و گل ماست

زیارتگه زهرا عبادتگه موساست

دخیل حرمش حضرت عیساست

و زیباست خدا محو تماشاست

که یک سو حرم شاه و یک سو حرم حضرت سقاست

مکانی که قدم رنجه نموده است گل یاس

طوافش کند از عشق و از  احساس

به لبهاش بود ذکر ابالفضل

و دریای دو چشمش پر الماس

همان کعبه کوچک

..:::کف العباس :::.

مکانی که در آن عشق زند موج

همان جا که زند پر به هوایش دل من هر دم و هر شب

همان جا که به هر جای زمینش هست

نشان از قدم محترم حضرت زینب

همان خاک که هم بدر و احد خندق و احزاب و حنین است

همان جا که زمین معرکه عشق حسین است

همان جا که دل از عالم هستی برباید

خیابان بهشتی که معروف به بین الحرمین است

و گفتم به خدا بین دعایم

 که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 توسط بنده خدا

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین

 یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی

 یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!

 و شما ای پیروان صادق شهیدان.

 خدایا!

چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

 یا رب! العفو .

 خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.

 ای وای كه سیه روی خواهم بود.

 خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!

 هیهات كه نفهمیدم!

 یا اباعبدالله شفاعت.

آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!

 سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.

 عزیزانم

 اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.

 ای عاشقان اباعبدالله!

 بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛

 بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.

 وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛ بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.

 خدایا

 مرا پاكیزه بپذیر.   مهدی باكری

نگارش در تاريخ شنبه بیست و سوم آبان 1388 توسط بنده خدا

... به ایمانی به مذهبی معتقدیم که آشنایی درست و منطقی از آن نداریم و اگر داریم بسیار کم . و به مردی معتقدیم ، بعنوان یک مرد بزرگ ، بعنوان یک امام ، بعنوان یک ابرمرد و بعنوان کسی که همه احساس های ما و همه تقدیس ها و تجلیل های مارو به خود وصل کرده و همیشه در طول تاریخ ایران بعد از اسلام ملت ما افتخار ستایش علی رو داشته اما متاسفانه اونچنون که باید اونچنون که از چنین ملتی که اصولا ملت علی است در تاریخ شایسته هست علی را نمیشناسیم ، زیرا ما بیشتر به ستایش علی پرداختیم نه به آشنایی علی و از این نظر است که بیشتر باید از این پس به لحنی گوش بدهیم که علی را بعنوان یک انسان بزرگ یا یک رهبر یک امام یک سرمشق می شناساند چنانکه درس می دهد ، اما ستایش علی ، تجلیل علی ، تقدیس علی به اندازه لازم شاید شده باشه در تاریخ ما ...
... باید هر کسی از یه ایرانی نیمه دانشمند ، نیمه کتاب خوان ، نیمه تحصیل کرده متوسط بپرسه که علی کیست ؟ باید او بهتر از هر کس دیگر بتواند علی را بشناساند و معرفی کند . و اگر محققی در دنیا خواسته باشه به کتاب خانه ای بروه ، به یک مملکتی به یک جامعه ای برود که علی را بشناسد ، اون جامعه ایران باید باشه ، جامعه ما باید باشه ، کتاب خانه های ما باید باشه و آثار دانشمندان ما باید باشه ، ولی متاسفانه نیست . ملت ما چنانکه باید به ستایش علی و اولاد علی و عظمت او پرداخته ، اما این گله را بعنوان یک فرد عضو این جامعه از دانشمندان و علمای خودمون باید بکنیم که چرا خوب به ما نشناسوندین ...

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 توسط بنده خدا

سلام دوستای خوبم.اینم دانلود تیتراژ اول و دوم سریال دلنوازان با صدای علی لهراسبی.واسه این گذاشتمش چون میدونم خیلی طرفدار داره.امیدوارم خوشتون بیاد.ضمنا نظر فراموش نشه.


تیتراژ پایانی با حجم "764kb" دانلود


تیتراژ میانی با حجم "592kb" دانلود

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط بنده خدا
تو رو از خاطرم برده

تب تلخ فراموشی

دارم خو می کنم با این

فراموشی و خاموشی

 

چرا چشم دلم کوره

عصای رفتنم سسته

کدوم موج پرییشونی

تو رو از ذهن من شسته

 

خدایا فاصله ات تا من

خودت گفتی که کوتاهه

از این جا که من ایستاده ام

چقدر تا آسمون راهه

 

من از تکرار بیزارم

از این لبخند پژمرده

از این احساس یِر یأسی که

تو رو از خاطرم برده

 

به تاریکی گرفتارم

شبم گم کرده مهتاب

بگیر از چشمای کورم

عذاب کهنه ی خواب

 

چرا گریه ام نمی گیره

مگه قلبه من از سنگه

خدایا من کجا میرم

کجای جاده دلتنگه

 

می خوام عاشق بشم اما

تب دنیا نمی زاره

سر راه بهشت من

درخت سیب می کاره

درباره وبلاگ

ای تو آغاز
تو انجام،تو بالا،تو فرود
ای سراینده هستی،سر هر سطر و سرود
بازگردان به سخن دیگر بار
آن شکوه ازلی،شادی و زیبایی را
داد و دانایی را
تو سخن را بده آن شوکت دیرین،آمین
نیز دوشیزگی روز نخستین،
آمین...
__________
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ